تبليغاتX
..::به خونه ستاره ها خوش اومدی::..

..::به خونه ستاره ها خوش اومدی::..

89

سلاااااااااااااااام به اونایی که از کی رفتن و هنوز نیومدن . مثل اینکه اولین نفرم تو سال ۸۹ که دارم پست میدم . خلاصه واستون چند تا عکس آوردم

 

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

 

 

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

 

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

 

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

 

عکس های عاشقانه هنری - pixfa.net

+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:8  توسط امیر  | 

فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد

 

فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد

سلام بچه ها شرمنده یه مدت نبودم و پست نگذاشتم آخه حسابی درگیر بودم.

حالا اومدم تا بگم باید برای یه مدت از خونه ستارها خداحافظی کنم ................

آخه تا چند روز دیگه امتحانات ترمم شروع میشه و دیگه وقت نمی کنم بیام بعد تموم شدن  

امتحاناتم باید بخونم برای امتحان ارشد که آخر بهمن برگزار میشه هرچند امیدی به قبول

شدن ندارم ولی تو رو خدا برام دعا کنید.

پس فعلا بای

+ نوشته شده در  دوم دی 1388ساعت 9:50  توسط مریم  | 

انتظار

ز دریچه ی چشمانم ، آنجایی که آغاز تولد قطره اشکهای منتظر است، به تو نگاه می کنم.
هر روز غروب را در کنار عطر نیمه سوخته ی شمع های رو به پایان خانه کوچکمان می نشینم و از خودم، از سادگیم، از دلدادگیم و از تمام مهر و محبتی که در بقچه ی دلتنگیم برایت مهیا کرده ام برایت می گویم.

ااز آن روزی که در زیر رحمت خداوند ، در زیر نم نم باران و یا به قول شاعر، زیر گریه آسمان تو را دیدم و از آن روزی که دریچه کوچک امیدم با نام تو ، با تو باز شد ، روزها و ماههاست که می گذرد. و من هنوز در حسرت تو مانده ام.

دوست دارم برای چشمان زیبایت اشک باشم تا در لحظات زیبای زندگیت، شادی بخش نگاهت و در لحظات غم و اندوهت، التیام بخش وجود پاکت باشم.

میدانم که یک روز ، نوشته هایم را خواهی خواند به همین دلیل است که می خواهم از ته دل برایت بنویسم.

می خواهم بگویم که در دفتر یادم به جز خاطره ی با تو بودن را نخواهم نوشت و در آلبوم خاطراتم ، جز عکسهای یاد تو را نخواهم گذاشت و در حریم هیچ دلی و در کنج هیچ نگاهی ، جای نخواهم گرفت.


نکته: این نوشته را تقدیم میکنم به تمامی کسانی که چشمانشان در انتظار غرق شده
+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1388ساعت 22:54  توسط سارا  | 

آرزو براي همه

سلام به همه ي شما عزيزان.ببخشيد بچه ها چند وقته حال گروهمون خوب نيست . بهاره عضو گروهمون تصادف كرده و الان تو كما .تنمي دونيم بايد چيكار كنيم. براش دعا كنين.

-------------------------------------------------------

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوارم اگر جوان  هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم .

ای کاش کسی هم برایم آرزو می کرد ؟

 


 

+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1388ساعت 22:15  توسط امیر  | 

عکس بازیگران دلنوازان و گروه

سلام به همه ی عسیسا . ببشخین ترو خدا چند وقته سرم خیلی شلوغه نتونستم بیام. ولی الان دست پر اومدم. عکسای بازیگران دلنوازانو آوردم.تازه ما توی سایت میهن  یک گروه زدیم که از همه ی شما دعوت میکنم بیاین و ببینین و عضو بشین و در مفید بودن وب ما رو کمک کنین.اینم آدرس وب.

www.bia2fun.mihanbb.com

اینم عکس ها.

                                    حدیث میرامینی ، بازیگر نقش روشنك

             بقیه ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1388ساعت 12:58  توسط امیر  | 

عشق یعنی ....

.... عشق یعنی 

خوب حالا شما بگید عشق یعنی ....؟؟؟؟

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:1  توسط مریم  | 

زندگی ما

زندگی کوهتاهتر از آن است که به خصومت

بگذرد......................... 

 

قلب ها گرامی تر از انند که بشکنند......................... 

 

فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما

نباشیم........................

+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت 3:17  توسط سارا  | 

www.3jokes.com - جوك، اس ام اس، تصاویر عاشقانه

+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت 3:14  توسط سارا  | 

عشق و عشق

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.انها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتتند

زن جوان :یواش برو من می ترسم.

مرد جوان : نه این جوری خیلی بهتره.

زن جوان : خواهش می کنم "من خیلی می ترسم.

مرد جوان : خوب "اما اول باید بگی دوستم داری.

زن جوان : دوستت دارم"حالا می شه یواش تربرونی.

مرد جوان : منو محکم بگیر.

زن جوان : خوب حالا می شه یواش تر بری.

مرد جوان : باشه به شرطه این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بگذاری"

خوب اخه نمی تونم راحت برونم.اذیتم می کنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود.برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید.

در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد"یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت .

مرد جوان از بریدن ترمز آگاهی پیدا کرده بود . پس بدونه اینکه زن جوان را مطلع کند

با ترفندی کلاه کاسکت خود را یر سره او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند

+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت 3:9  توسط سارا  | 

سلام...سلام..دوباره پیدام شد.............خوبید..؟؟؟؟خوشید؟؟؟؟؟سلامتید؟؟؟؟؟چه خبرا؟؟؟؟؟امیدوارم بتونید تحملم کنید چند تا پست ناقابل میذارم.............دوستون دارم....بای
+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت 3:5  توسط سارا  |